تبلیغات
یک اسـتکان چـــــای ادب

یک اسـتکان چـــــای ادب
واژه در سر مثل آبی در سماور می شود / شعر چای است و گلوی حاضران تر می شود 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما یک استکان چای ادب چقدر برای شما مفید بوده است.



لینک دوستان
صفحات جانبی
پیوندهای روزانه

[ شنبه 2 آذر 1392 ] [ 05:37 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.

من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم

اگه گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمیارم

اگه تشنه تو خورشیدم به سایه تن نمی کارم

من اون دردم که هر جایی پی مرحم نمی گرده

چه غم دارم اگر دنیا به کام من نمی چرخه

من اون عشقم که با هرکس سر سفره نمی شینه

من اون شوقم که اشکامو به جز محرم نمی بینه

اگه من ساقه ی خشکم به دریا دل نمی بندم

اگه بارون پربارم به صحرا دل نمی بندم

[ دوشنبه 14 بهمن 1392 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]

این شعر زیبای  زنده یاد مهدی اخوان ثالث که جاودانه بود با صدای استاد محمدرضا شجریان جاودانه تر شد رو تقدیم میکنم ربطش به حالاهم با خودتون!!!

خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش
پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود
من به هر سو می‌دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده‌های‌ام تلخ
و خروش گریه‌ام ناشاد
از دورن خسته‌ی سوزان
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی بی‌رحم
هم‌چنان می‌سوزد این آتش
نقش‌هایی راکه من بستم به خون دل
برسروچشم درودیوار
درشب رسوای بی‌ساحل
وای برمن، سوزد وسوزد
غنچه‌هایی راکه پروردم به دشواری
دردهان گود گلدان‌ها
روزهای سخت بیماری
از فراز بام‌هاشان،شاد
دشمنان‌ام موذیانه خنده‌های فتح‌شان بر لب
بر منِ آتش به جان ناظر
در پناه این مُشَبّک شب
من به هر سومی‌دوم
گریان ازین بیداد
می‌کنم فریاد‌، ای فریاد!ای فریاد!
وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش
آن‌چه دارم یادگارودفتر و دیوان
و آن‌چه دارد منظروایوان
من به دستان پرازتاول
این طرف رامی‌کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
زان دگرسو شعله برخیزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، که می‌داند که بود من شود نابود
خفته‌اند این مهربان همسایگان‌ام شاد دربستر
صبح از من مانده برجا مُشت خاکستر
وای،آیاهیچ سربرمی‌کُنند ازخواب؟
مهربان همسایگان‌ام از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می‌کنم فریاد، ای فریاد!ای فریاد!




طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ جمعه 8 آذر 1392 ] [ 08:19 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]

در بستر تلاطم، فکر کرانه باشیم

گاهی بهانه باید، تا بی بهانه باشیم

گاهی برای رفتن، تا اوج بی نیازی

باید نیازمند، یک عاشقانه باشیم

از دیده های "باید"، "شاید" نمی تراود

تا قسمتی شریک رسم زمانه باشیم




طبقه بندی: عکس و احساس/ گاهی بدون شرح،
[ سه شنبه 14 آبان 1392 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
خیلی وقت است از چاه.ازسنگ.باران.سکوت.لبخند.اشک.حرفی نزدم.دلم برای همشون تنگ شده.شایدسحرگاه امشب یکسری بخانه ی دل بزنم دعا کن پنجره را نیمه بگشاید ومرا ببیندومسرور شوم واز هرانچه که در دنیای خود میبینم کفش خشنودی بپایکنم فقط دعا کن ای ابی بیکران.
[ چهارشنبه 16 مرداد 1392 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
[ یکشنبه 13 مرداد 1392 ] [ 03:41 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]


فرقی نمی کند...این که یک باره به سرت بزند که بروی ..
یک جایی دیگر
 جایی که شبیه این جا نباشد .
شاید شهری دیگر . کشوری دیگر
جایی که آسمانش آبی تر باشد
ولی باور کن
هر جای دنیا که بروی باز هم عاشق می شوی .
روزی نگاهت در نگاهی گره می خورد و دلت می لرزد.

پس رفتن چاره نیست ، می شود در همین مکان در همین چارچوب بسته در همین مرز مشخص آرمان خود را بسازم .

درسته کوچ خوبه ، سفر خوبه ولی می شود در خود هم کوچ کرد می شود همین مرز زندگی خود را آرمانی ساخت ، اگر عاشق شود نگاهت همه جا آرمانه است .چون نگاهت به آرمان عاشقانه گره می خورد .

پرستوی دلم را به هیج آرمان شهر در آنسوی دریاها نخواهم فرستاد چون به فکر ساختن آرمانی در همین سوی دریایم .






طبقه بندی: گاه نو شته ها ی تو در تو .نیمی خاطره،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
یک روز صبح شده بود ، مثل روزهای قبل تکــــــــــــــــــــراری

گاهی می شود حس یک کبوتر را داشت آرمان یک کبوتر اوج پرواز در آسمان آبی است ،

به پا خاستن ، گام برداشتن ،اوج گرفتن و رسیــــــــــدن رها گشتن از تکرار روزگار است .



طبقه بندی: گاه نو شته ها ی تو در تو .نیمی خاطره،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 08:50 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]

[ پنجشنبه 27 تیر 1392 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
[ یکشنبه 23 تیر 1392 ] [ 03:25 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست‌
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست‌

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت‌
که در این وصف زبان دگری گویا نیست‌

بعد تو قول و غزل‌هاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آن‌ ما نیست

تو چه رازی که بهر شیوه تو را می‌جویم‌
تازه می‌یابم و بازت اثری پیدا نیست

شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست‌

این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست‌

من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم‌
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست‌




طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ یکشنبه 23 تیر 1392 ] [ 10:38 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
امام صادق (علیه السلام) فرمودند

خدا پشت دریاها شهری دارد که به اندازه ی چهل روز طول می کشد تا خورشید آن را بپیماید ، و در آن مردمی هستند که هیچ گاه گناه نکرده اند و ابلیس را نمی شناسند

« بحار الانوار جلد 54 ص 333 »



طبقه بندی: سخن بزرگان،
[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشه‌های مهاجر
زیباست
در نیم‌روز روشن اسفند
وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد
در اطلس شمیم بهاران
با خاک و ریشه
- میهن سیارشان –
از جعبه‌های کوچک و چوبی
در گوشه‌ی خیابان می‌آورند
جوی هزار زمزمه در من
می‌جوشد:
ای کاش
ای کاش، آدمی وطنش را
مثل بنفشه‌ها
(در جعبه‌های خاک)
یک روز می‌توانست
هم‌راه خویشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک


طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 08:20 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
کردار زیبا
نشانی از پندار و اندیشه زیباست .

من همه توان و نیروی ذهنم را به یک هارمونی زیبا و منشور و مرکز قدرت تبدیل کردم . و آنچه که با چشمان خود دیدم زایش زیبا ترین کردار بود .



[ پنجشنبه 23 خرداد 1392 ] [ 02:59 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
نزدیکای غروب بود ، کودک با دستای گل آلودش و صورت خاکی کنار کوچه نشسته بود و تو عالم خودش ،نظرم جلب شد پنج سالی بیشتر نداشت ازش پرسیدم چی درست میکنی با گل ؟
گفت : خدا رو
و من مبهوت ماندم .بعد گفت  :خدا ما را از گل آفریده .میخوام خدا رو درست کنم تا دو تا خدا داشته باشیم .
الان که  باز خورشید در آمد و صبح شد
کنار کوچه رفتم تا ببینم خدای پسرک را
اما از خدای پسرک خبری نبود ،یا با خودش به خانه برده بود ، یا در آسمان ها بود .




طبقه بندی: گاه نو شته ها ی تو در تو .نیمی خاطره،
[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 06:24 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]


ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش
همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف
همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش
شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح
چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش
هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار
کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش
شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری
می کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست
می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش



طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ چهارشنبه 15 خرداد 1392 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
ضرب المثل
آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد S/he tried to pluck under her/his eyebrow, but blinded the eye

******

اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده If s/he has seven blind daughters, s/he will marry them in an hour

******

آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری Look at the strainer that tells the skimmer: You have three holes

******

از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن Don`t borrow from a baby-boomer, if you borrow, don`t spend it

******

یک شروع خوب، پایان خوبی در پی دارد
خشت اول چون نهاد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج
A good beginning makes a good ending

******

تا تنور داغه نونو بچسبون strike while the iron is hot

******

با یه تیر دو نشون زدن kill two bird with one stone

******

یعنی دود از كنده بلند میشه the life is between the old dogs

******

دستش نمک نداره ! His cake is dough

******

پا توی یک کفش کردن Harp on one string

******

آبشان تو یک جوی نمیرود They will never go in double harness

******

میانه روی بهترین کارهاست Neither extreme is good

******

پایت را به اندازه گلیمت دراز کن Cut your coat according to your cloth

******

هرکه بامش بیش برفش بیشتر A great ship must have deep water

******

دو صد گفته چون نیم کردار نیست Action speak louder than words

******

در را قفل کن همسایه ات را دزد نکن Better a lock than doubt

******

جوینده یابنده است He that seeks finds

******

آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است Speaks the truth and shame the devill

******

آب از دستش نمیچکه ! ( کنایه از خسیسی) Water does not trickle out of his hand

******

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت ش When you are in Rome , do as Romans do

******

مرگ حق است . اما فقط برای همسایه All men think all men are mortal but themselves

******

مرگ یه بار شیون هم یه بار Better face a danger once than be always in danger

******

آب رفته به جوی بر نمیگردد
روغنی که ریخت نمیتوان آن را جمع کرد
No use so crying over split milk

******

در عفو لذتی است که در انتقام نیست Nothing is so grand as forgiveness

******

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه A burnt child dreads the fire

******

با یک دست نیمتوان دو هندوانه برداشت Between tow stools one falls to the ground

******

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
Human blood is all of a colour

******

یه سال بخور نون و تره ، صد سال بخور نون کره Eat bread and leek for one year, eat bread and butter for a hundred years

******

هیچ گلی بی خار نیست there is no rose without a thorn

******

چوب خدا صدا نداره the mill of God grid slowly,yet they grid exceedly small

******

حساب حسابه ، کاکا برادر short reckoning makes long friendes

******

شتر در خواب بیند پنبه دانه ، گهی لف لف خورد گه دانه دانه The cat dreams of mice

******

اول همسایه ات را بشناس بعد خانه را بخر You must ask your neighbour if you shall live in peace

******

در ناامیدی بسی امید است ، پایان شب سیه سفید است The darkest hour is just before the dawn

******

خدا گر ز حکمت ببندد دری ، ز رحمت گشاید در دیگری When one door shut , another opens

******

از تو حرکت از خدا برکت Begin your web T and god will send you the thread

******

خواست ابروشو برداره زد چشمش را هم کور کرد He went for wool , but came home shorn

******

دو صد گفته چون نیم کردار نیست Saying and doing are two thing

******

چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی Speak when you are spoken to

******

نظافت قسمتی از ایمان است Cleanliness is next to godliness

******

یک دیوانه سنگی را به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند آن را در بیاورند Fools tie knots , and wise men loose them

******

نوش دارو پس از مرگ سهراب ! After death , the doctor

******

خواستن توانستن است Where there is awill there is way

******

نابرده رنج گنج میسر نمی شود No pain , no gain

******

هیچ بقالی نمی گوید ، ماستش ترش است Every cook praises his own broth

******

در خانه کسی که گربه نباشد موش کدخداست When the cat is away , the mice will play

******

شنیدن کی بود مانند دیدن ؟ To see is to believe

******

مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است . Honourable death is better an inglorious life

******

بدون پدر ، یا مادر می توان زندگی کرد ،ولی بدون خدا هرگز One may live without father or mother but one can not live without god

******

خر ما از کره گی دم نداشت ! Having no pretention to begin with

******

مرگ خبر نمی کند . Death keeps no calendar

******

گذر پوست( روباه ) به دباغ خانه هم می خوره . Every fox must pay his own skin at the flayer`s

******

کم گوی و گزیده گوی چون دُر
کز اندک تو جهان شود پر
.Few words are best

******

ترس از مرگ بدتر از خود مرگ است. .Fear of death is worse than death itself

******

پشتکار مادر خوش شانسی است. .Diligence is the mother of good luck

******

در زمان شک کاری نکن. .When in doubt, do nothing

******

امروز یک تخم مرغ بهتر است از فردا یک مرغ. .Better an egg today than a hen tomorrow

******

تو هرگز نمیدانی چقدر کافی است مگر اینکه تو بیشتر ار اندازه بدانی. .You never know what is enough unless you know more than enough



طبقه بندی: دانستنی های ادبی / آرایه ها /اشعار موضوعی/شرح شعر،
[ یکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 07:58 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]

The Chimney Sweeper: When my mother died I was very young By William Blake

When my mother died I was very young,
And my father sold me while yet my tongue
Could scarcely cry " 'weep! 'weep! 'weep! 'weep!"
So your chimneys I sweep & in soot I sleep.

There's little Tom Dacre, who cried when his head
That curled like a lamb's back, was shaved, so I said,
"Hush, Tom! never mind it, for when your head's bare,
You know that the soot cannot spoil your white hair."

And so he was quiet, & that very night,
As Tom was a-sleeping he had such a sight!
That thousands of sweepers, Dick, Joe, Ned, & Jack,
Were all of them locked up in coffins of black;

And by came an Angel who had a bright key,
And he opened the coffins & set them all free;
Then down a green plain, leaping, laughing they run,
And wash in a river and shine in the Sun.

Then naked & white, all their bags left behind,
They rise upon clouds, and sport in the wind.
And the Angel told Tom, if he'd be a good boy,
He'd have God for his father & never want joy.

And so Tom awoke; and we rose in the dark
And got with our bags & our brushes to work.
Though the morning was cold, Tom was happy & warm;
So if all do their duty, they need not fear harm.



طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ یکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 07:52 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
...

کیسه ی کوچک چای تمام عمر دلباخته ی لیوان شد

ولی هر بار که حرف دلش را می زد صدایش توی اب جوش می سوخت .

کیسه ی کوچک چای با یک تکه نخ رفت ته لیوان .


حرف دلش را اهسته گفت ...

لیوان سرخ شد..........


طبقه بندی: گاه نو شته ها ی تو در تو .نیمی خاطره،
[ یکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 07:03 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
ﭘﺪﺭ ﺁﻣﺪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﺎﻟﯽ
ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﭘﺪﺭ…
ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺭﺍ ﭘﺪﺭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ
ﺳﻔﺮﻩ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺴﺘﺮﺩ!
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺁﻥ ﺷﺐ ﻫﻢ
ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺒﻬﺎ
ﯾﮏ ﺷﮑﻢ ﺳﯿﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ...... ( از رها )


طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 07:25 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
این هم یک شهر از مهدی سهیلی به نام بهترین غزل

این شعر که یک نوع تفنن ادبی است از مجموعه( چه کنم ؟ دلم از سنگ که نیست) چاپ 1365 ص 53) انتخاب شده است.

به قول مرحوم سهیلی آین قطعه، شعر نیست، اصطلاحات بدیعی است که در فن شاعری به کار می رود ودر میان کارهای قدیمی تفنن جدیددی است.

برخی این نوع هنر نمایی ها را دوست دارند و من این قطعه شبیه شعر را به دوستدارانش تقدیم می کنم.\

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

تو شعری ، بهترین شعر جهانی

بمان خرم که شعر جاودانی

بر اندامت خدا لطف غزل داد

تو را این موهبت روز ازل داد

قد تو حد بالای کلام است

تبسم های تو شعری تمام است

دو ابرو مطلع حسن و جوانی

بیانت قاصد عطر معانی

لبت گلبرگ و دندان لولو تر

چه تشبیهی از اینها دلنشین تر؟!

رخت خورشید و چشمانت ستاره

چنین روشن ندیدم استعاره !

دو مصراع لبت ، جان مصور

که من بوسیدم و گفتی مکرر

به طعم بوسه ات عطر عسل بود

لبت در این میان بیت الغزل بود

تو را هر جا به هر هنگام دیدم
نگاهت را پر از ابهام دیدم

چو گیسو را فرو ریزی به شانه

برآید آفرین از هر کرانه

لب و چشم و دهانت دلپذیر است

کجا اینسان مراعات النظیر است؟

تو شهدی ، شکّری ، قندی ، نباتی

خداوندا چه تنسیق الصفاتی؟

فصاحت ها، تو را زیر زبان است

همین خود مایه حسن بیانست

مصور کن به شکل بوسه لب را

نشان ده معنی حسن طلب را

تعالی الله تو را حسن تمام است

به هر عضوت که بینم انسجام است




طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی،

آهسته رد شو


غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...



طبقه بندی: عکس و احساس/ گاهی بدون شرح،
[ سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ] [ 06:05 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
خداروشکر ما دیگرفقیر نیستیم
دیروز پزشک روستا گفت:
چشمان پدرم پر از آب مروارید است!!!!



طبقه بندی: عکس و احساس/ گاهی بدون شرح،
[ سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ] [ 05:50 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
تا سپیده دم تا عشق
تا ظهور یک خورشید



طبقه بندی: گاه نو شته ها ی تو در تو .نیمی خاطره،
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 06:31 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
[ جمعه 13 اردیبهشت 1392 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
     

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد.... او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه ای در وسط آکواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.

در یک بخش٬ماهی بزرگی قرار دادو در بخش دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ماهی بزرگتر بود.

ماهی کوچک٬تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به او غذای دیگری نمی داد.او برای شکار ماهی کوچک٬بارها و بارها به سویش حمله برد ولی هربار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد می کرد٬همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقه اش جدا می کرد...

پس از مدتی٬ماهی بزرگ از حمله و یورش به ماهی کوچک دست برداشت.او باور کرده بود که رفتن به آن سوی آکواریوم و شکار ماهی کوچک٬امری محال و غیر ممکن است!

در پایان،دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت.ولی دیگر هیچگاه ماهی بزرگ به ماهی کوچک حمله نکرد و به آن سوی آکواریوم نیز نرفت!!!

دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت،اما ماهی بزرگ در ذهنش دیواری ساخته بود که از دیوار سخت تر و بلند تر می نمود و آن دیوار، دیوارِ بلند باور خود بود!باوری از جنس محدودیت! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور!باوری از ناتوانی خویش!

        ـ ما هم اگر خوب در افکار خودمان جستجو کنیم دیوارهای شیسه ای بسیاری پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیات ما است و بسیاری از آن ها هم وجود خارجی ندارند و فقط در ذهن ما ساخته شده اند.پس : »لطفاً دیوار های شیشه ای اطراف خود را که ناشی از باورهای غلط است،بشکنید و باور کنیم که بنده ی خدا هستیم و همواره از او یاری بجوییم!! «

زندگی زیباتر از ن چیزیست که ما می پنداریم. . .
حتی در بدترین شرایط
!   // فقط کافیست که به خاطر داشته باشیم:
درست نگاه کنیم.
   درست فکر کنیم.   درست تصمیم بگیریم .  و هرگز فراموش نکنیم که:
«
خدا بزرگ است.» و  ناظر اعمال ما  است. پس:
« هرچه بودی،بودی.حالا آنی باش که خداوند می خواهد،یعنی خاص و بهترین باش.




طبقه بندی: داستانک / حکایات قدیم،
[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 07:10 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net



طبقه بندی: سخن بزرگان،
[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 07:02 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net



طبقه بندی: سخن بزرگان،
[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 07:01 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
شاگردی که شیفته ی استادش بود تصمیم گرفت تمام حرکات و سکنات استادش را زیر نظر بگیرد .فکر می کرد اگر کارهای او را بکند فرزانگی او را هم به دست خواهد آورد .
استاد فقط لباس سفید می پوشید  شاگرد هم فقط لباس سفید پوشید ، استاد گیاهخوار بود شاگرد هم خوردن گوشت را کنار گذاشت و فقط گیاه خورد . استاد بسیار ریاضت می کشید شاگرد تصمیم گرفت ریاضت بکشد و روی بستری از کاه خوابید .
مدتی گذشت . استاد متوجه تغییر رفتار شاگردش شد .رفت تا ببیند چه خبر است .شاگرد گفت : دارم مراحل تشرف را می گذرانم .سفیدی لباسم نشانه ی سادگی و جستجو است . گیاهخواری جسمم را پاک می کند . ریاضت موجب می شود که فقط به روحانیت فکر کنم .
استاد خندید و او را به دشتی برد که اسبی از آن می گذشت . بعد گفت : « تمام این مدت فقط به بیرون نگاه کرده ای در حالی که این کمترین اهمیت را دارد . آن حیوان را آنجا می بینی ؟ او هم موی سفید ، فقط گیاه می خورد و در اسطبلی روی کاه می خوابد . فکر می کنی قدیس است یا روزی استادی واقعی خواهد شد ؟



طبقه بندی: داستانک / حکایات قدیم،
[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 06:55 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]


اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی

دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت

درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد

که عشق از کُندهٔ ما یادگاری تازه خواهد یافت

دهانت جوجه‌هایش را پریدن گر بیاموزد

کلام از لهجهٔ تو اعتباری تازه خواهد یافت

بدین سان که من و تو از تفاهم عشق می‌سازیم

از این پس عشق‌ورزی هم، قراری تازه خواهد یافت

من و تو عشق را گسترده‌تر خواهیم کرد، آری

که نوع عاشقان از ما تباری تازه خواهد یافت

تو خوب مطلقی، من خوب‌ها را با تو می‌سنجم

بدین سان بعد از این خوبی، عیاری تازه خواهد یافت

جهان پیر ـ این دلگیر هم، با تو، کنار تو

به چشم خسته‌ام، نقش و نگاری تازه خواهد یافت




طبقه بندی: بهترین شعر هایی که می پسندم/ تک بیت ها و دو بیتی های زیبا،
[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ علیرضا یارخدا ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


تقدیم به همه ادب دوستان،استادان ،معلمان ، دانشجویان و دانش آموزان ایران زمین. ودرود بی پایان به آنان که در کوچه پس کو چه های ادب می چرخند و خستگی گام هایشان را در سایه سار ادبستان و یک استکان چای از میراث ماندگارمان نوش می کنند تا جانی تازه یابند و سرمست شوند .
این پاتوق ،سرای ادب دوستانی فرهیخته از این گو نه است که دوست دارند چایشان را با طعم قند پارسی بنوشند.چشم انتظار حضورتان هستم. معلم ادبیات علاقمند به هنر زیبای عکاسی و تکنولوژی های نوین و فناوری های روز دنیای رو به تکامل .
گل نثار قدومتان
رایانامه :sor.esrafil313@yahoo.com

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ



قالب میهن بلاگ تقویم جلالی


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


ابزار پرش به بالا

كد ماوس